انگلیسی
27 فروردین · ·
Young men think old men fools, and old men know young men to be so.
جوانان در خیال خویش پیران را ببو دانند
ولی دانند پیران که ببو قطعاً جوانان اند
27 فروردین · ·
Young men think old men fools, and old men know young men to be so.
جوانان در خیال خویش پیران را ببو دانند
ولی دانند پیران که ببو قطعاً جوانان اند
27 فروردین · ·
Daughters and dead fish are no keeping wares.
ماهیان مرده یا که دختران
قابل انبار کردن نیستند
27 فروردین · ·
A grunting horse and a groaning wife seldom fail their master.
یک اسب خرخرو و یک عیال غرغروی گند
به ریش صاحب بیچارۀ خود بسته می مانند
27 فروردین · ·
A dog’s tooth, a horse’s hoof, and a baby’s bottom are not to be trusted.
نمی باید که اطمینان به دندان سگی کردن
به سم اسبی و ماتحت یک نوزاد هم ایضاً
27 فروردین · ·
If you want a pretence to whip a dog, say that he ate the frying-pan.
اگر خواهی که یک سگ را زنی، گو
که ماهیتابه ات را خورده است او
27 فروردین · ·
I hae gi'en a stick to break my ain head.
من خودم شخصاً چماقی داده ام
تا سر شخص خودم را بشکنند
27 فروردین · ·
Many talk like philosophers and live like fools.
بسا آنان که همچون فیلسوفان
سخن گویند، اما زندگی شان
بُود مانند احمق های نادان
27 فروردین · ·
Bread is the staff of life, but beer’s life itself.
نون گندم اگه که لازمۀ زندگیه
آبجو زندگیه، آبجو هرچی بگیه
27 فروردین · ·
Many go out for clothes, and come home stript.
ای بسا آنان که دنبال لباسی می روند
لیک کون لخت و برهنه راهی خانه شوند
27 فروردین · ·
Chi piglia l’anguilla per la coda, e la donna per la parola, può dir che non tiene niente.
او که دمّ مارماهی را گرفت
یا به گفتار زنی چسبید سفت
گر ببیند توی دستش هیچ نیست
مطمئناً نیست یک چیز شگفت
26 فروردین · ·
God sends fortune to fools.
خدا چون بخت نیکو می فرستد
برای خلق هالو می فرستد
26 فروردین · ·
He that wipes the child’s nose kisseth the mother’s cheek.
(گرچه این بچه دماغو لوسه)
هر کسی بینی این بچه هه رو پاک کنه
لپ مامانه رو اون می بوسه
26 فروردین · ·
Bid a man to a roast and beat him with the spit.
تعارف کن به یک آدم کبابی
و با سیخش بزن او را حسابی
26 فروردین · ·
O ladraõ da agulha ao ouro, e do ouro à forca.
دزد در سیر و سلوکش رهسپار
می شود از سوزنی سوی طلا
وز طلا هم جانب سکوی دار
26 فروردین · ·
He is my friend that succoureth me, not he that pitieth me.
دوستم اوست که هنگام بلا یاری داد
نه هر آن کس که دلش سوخت و دلداری داد
26 فروردین · ·
He that is ill to himself will be good to nobody.
هر کسی شر او به خویش رسید
خیری از وی کسی نخواهد دید
26 فروردین · ·
Too much knowledge makes the head bald.
علم خیلی زیاد و بیش از حد
کلۀ فرد را کچل بکند
26 فروردین · ·
Ait latro ad latronem.
هرچه یک رذل بر زبان آورد
رذل دیگر قبول خواهد کرد
26 فروردین · ·
The crow thinks her own bird fairest.
پیش خودش زاغ بر این باور است
جوجۀ او از همه خوشگل تر است
26 فروردین · ·
Fools are pleased with their own blunders.
همیشه آدمای خنگ و کودن
ز سوتی های خود خرکیف می شن