انگلیسی
26 فروردین · ·
What can you expect from a hog but a grunt.
به جز یک خرخر از خوکی که داری
به چیز دیگری امیدواری؟
26 فروردین · ·
What can you expect from a hog but a grunt.
به جز یک خرخر از خوکی که داری
به چیز دیگری امیدواری؟
26 فروردین · ·
Give the priests all thou hast, and thou wilt have given them nearly enough.
هرچه داری به کشیشان چو دهی
تازه نزدیک به حد کافی است
26 فروردین · ·
To a rude ass a rude keeper.
لایق یک الاغ گَنده دماغ
یک خرکچی است قلچماق و الاغ
26 فروردین · ·
If life gives you lemons, make lemonade.
زندگی گر به شما لیمو داد
دربیارید از آن لیموناد
26 فروردین · ·
’Tis wisdom sometimes to seem a fool.
گاهی خِرَد این است که یک کس خل خر
در دیدۀ دیگران بیایی به نظر
26 فروردین · ·
Que queira, que naõ queira, o asno ha de ir á feira.
خره میلش بکشه یا نکشه
لازمه راهی بازار بشه
25 فروردین · ·
Trust me, but look to thyself.
تو به من اعتماد کن، اما
خویش را با دو چشم باز بپا
25 فروردین · ·
An unfortunate man would be drowned in a teacup.
ای بسا او که هست شانسش بد
توی فنجان چای غرق شود
25 فروردین · ·
None but fools and fiddlers sing at their meat.
کسی به جز ویولن زن، به غیر مرد خرفت
سر غذای خود آواز خواندنش نگرفت
25 فروردین · ·
Le donne dicono sempre il vero, ma non lo dicono tutto intero.
زنان همواره حرف راست گویند
ولیکن نه لزوماً کل آن را
25 فروردین · ·
All is well when the mistress smiles.
لبخند اگر که روی لب خانمی نشست
یعنی عجالتاً همه چیزی مرتب است
25 فروردین · ·
Fools and little dogs are ladies’ play-fellows.
خل ها و سگان فسقلی هر جایند
بازیچۀ دست های خانم هایند
25 فروردین · ·
Let that fly stick to the wall.
مگس را چون که دیدی که بنشسته ست بیکار
ولش کن تا بماند همان جا روی دیوار
25 فروردین · ·
Beware of the forepart of a woman, the hind part of a mule, and all sides of a priest.
از روبروی یک زن و از پشت قاطری
وز هر چهار سوی کشیشی به دور باش
25 فروردین · ·
A nod for a wise man, and a rod for a fool.
بهر عاقل سری تکان دادن
ترکه ای هم برای یک کودن
25 فروردین · ·
The more women look in their glass, the less they look to their house.
زن هرچه نظر در آینه بیش کند
کم تر نظری به خانۀ خویش کند
25 فروردین · ·
Too many cooks spoil the broth.
آشپزها هر زمان خیلی شوند
آش خود را می کشند از دم به گند
25 فروردین · ·
A la muger y á la picaza, lo que dirias en la plaza.
تو به یک زن یا به یک پرچانۀ بسیارگو
آنچه خواهی گفته آید بر سر بازار گو
25 فروردین · ·
To promise is easy, to keep is troublesome.
قول دادن همیشه آسان است
دردسر در اجابت آن است
25 فروردین · ·
Hell hath no fury like a woman scorned.
دوزخ نه چنان خشم و جنونی دارد
کز یک زن تحقیرشده می بارد