انگلیسی
15 فروردین · ·
Lads' love's a busk of broom, hot a while and soon done.
عشق پسران آتش در دستۀ جارویی است
داغ است دمی، اما یک لحظۀ دیگر نیست
15 فروردین · ·
Lads' love's a busk of broom, hot a while and soon done.
عشق پسران آتش در دستۀ جارویی است
داغ است دمی، اما یک لحظۀ دیگر نیست
15 فروردین · ·
Maids want nothing but husbands, and when they have them they want everything.
گرچه دوشیزگان نمی خواهند
هیچ چیزی به غیر شوهر را
تا که شوهر کنند می خواهند
همۀ چیزهای دیگر را
15 فروردین · ·
Women and hens by too much gadding are lost.
می روند از دست مرغان و زنان
هر زمان بسیار ولگردی کنند
15 فروردین · ·
A nod from a lord is a breakfast for a fool.
بهر آن مرد که او اسکل دیوانه ای است
سر تکان دادن یک لرد چو صبحانه ای است
15 فروردین · ·
To promise and give nothing is comfort to a fool.
وعده های سر خرمن دادن
می شود دلخوشی یک کودن
15 فروردین · ·
Naõ he nada, senaõ que mataõ a meu marido.
چیز خاصی نیست، بابا، بی خیال
مثل این که شوهرم را می کشند
15 فروردین · ·
Life is half spent before we know what it is.
زندگی
تا بیاییم بفهمیم که چیست
نصف آن دیگر نیست
15 فروردین · ·
What you do when you are drunk you may pay for when you are dry.
چو کاری را کنی هنگام مستی
بسا که هر زمان هشیار هستی
بپردازی بهایش را دودستی
15 فروردین · ·
Every ass thinks himself worthy to stand with the king’s horses.
در خیالش هر خری بر خویش می دارد روا
ایستادن در کنار اسب های شاه را
15 فروردین · ·
Esa es buena y honrada que es muerta y sepultada.
زنی خوب و شرافتمند باشد
که مرده ست و درون گور خفته
15 فروردین · ·
If the bed could tell all it knows, it would put many to the blush.
اگر تختخواب و لحاف و پتو
کنند آنچه دانند را بازگو
چه بسیار لپ ها شود چون لبو
14 فروردین · ·
He that has a fair wife needs more than two eyes.
کسی که زنش دلفریب است و ناز
به بیش از دو تا چشم دارد نیاز
14 فروردین · ·
The back and the belly holds every one busy.
با امورات شکم یا که کمر
می شود گرم سر نوع بشر
14 فروردین · ·
In a retreat the lame are foremost.
در موقع هر عقب نشینی
شل را ز همه جلو ببینی
14 فروردین · ·
Jedermanns Freund, Jedermanns Narr.
هر کسی همدم و یار همگان است
اسکل و مسخرۀ خلق جهان است
14 فروردین · ·
One of his hands is unwilling to wash the other for nothing.
برای هر یه دستش حرف زوره
که دست دیگه رو مفتی بشوره
14 فروردین · ·
Do, but dally not; that’s the widow’s phrase.
:این کلام بیوه زن باشد که گفت
کار خود را کن، نزن هی لاس مفت
14 فروردین · ·
You are a man among the geese when the gander is away.
تو بین غازهای ماده مردی
اگر غاز نری حاضر نباشد
14 فروردین · ·
A blate cat makes a proud mouse.
گربۀ خونه که بشه کمرو
!چه یلی می شه موش کوچولو
14 فروردین · ·
Do as the lasses do—say No, but tak it.
بکن کاری که دخترها نمایند
بگو نه، لیکن از آن سو بگیرش