اسکاتلندی
31 تیر · ·
He's a fool that asks ower muckle, but he's a greater fool that gies it.
او که بیش از حد بخواهد ابلهی باشد، ولی
او که آن را می دهد ابله تر است از اولی
31 تیر · ·
He's a fool that asks ower muckle, but he's a greater fool that gies it.
او که بیش از حد بخواهد ابلهی باشد، ولی
او که آن را می دهد ابله تر است از اولی
30 تیر · ·
He sits full still that has riven breeks.
آن کسی که خشتکش جر خورده است
صاف و صوف و شق و رق خواهد نشست
29 تیر · ·
Anus subsultans multum excitat pulveris.
وه، چه غوغایی کند یک پیرزن
چون به رقص آید میان انجمن
28 تیر · ·
Lög og Rög og en ond Qvinde komme god Mands Öine til at rinde.
پیاز و دود و عیالی سلیطه آنان اند
که چشم مرد نکو را به اشک بنشانند
28 تیر · ·
Wie tegen wind spuwt, maakt zijn baard vuil.
او که تف رو به باد بنموده
ریش خود را نموده آلوده
26 تیر · ·
Brincai com o asno, dar-vos-ha na barba com o rabo.
با خری شوخی و بازی بنما تا که یهو
بزند با دم خود سیلی جانانه به تو
25 تیر · ·
Cada ollero su olla alaba, y mas si la trae quebrada.
هر کوزه گری به کوزه اش فخر آرد
مخصوصاً اگر کوزه ترک هم دارد
24 تیر · ·
Belle parole, ma guarda la borsa.
حرف های دلفریب و دلربا
لیک کیف پول خود را هم بپا
24 تیر · ·
Das Pferd, das am Besten zieht, bekömmt die meisten Schläge.
هر زمان اسبی فزون تر بار برد
بیش تر از دیگران شلاق خورد
23 تیر · ·
Entre deux selles le cul à terre.
مابین دو چارپایه باسن
افتد به زمین به نحو احسن
23 تیر · ·
He that marries a beggar gets a louse for a tocher.
با گدایی هرکه وصلت کرده است
یک شپش جای جهاز آورده است
22 تیر · ·
When children stand quiet they have done some ill.
هر زمان که بچه ساکت ایستاده است
یعنی این که دسته گل به آب داده است
21 تیر · ·
Stulti est dicere non putârim.
:عادت کس خلاست این که بگن
فکر اینو نکرده بودم من
21 تیر · ·
Det er godt at være kostfri af en andens Pung.
خرج اگر از جیب فردی دیگر است
دست ودلبازی بسی آسان تر است
20 تیر · ·
Die zijn gat brand, moet op de blaêren zitten.
او که کون خویش را سوزانده است
روی تاول هاش می باید نشست
19 تیر · ·
Come do teu, e chama-te meu.
از جیب خودت بخور، ولیکن
خود را تو بنام نوکر من
19 تیر · ·
Amor de niño, agua en cesto.
عشق پسری جوان و کم سال
آبی است که هست توی غربال
17 تیر · ·
A causa perduta, parole assai.
یک عالمه حرف بر زبانت جاری است
وقتی سبب زر زدنت روشن نیست
17 تیر · ·
Wenn ein Bettler auf’s Pferd kömmt, so kann ihm kein Teufel mehr voreilen.
گدایی را تو روی اسب بنشان
جلو خواهد زد او از شخص شیطان
16 تیر · ·
Une femme ne cèle que ce qu’elle ne sait pas.
زن فقط آنچه را نمی داند
توی گوش همه نمی خواند