پرتغالی
30 خرداد · ·
Naõ tem que comer, assenta-se a mesa.
برای شام من چیزی ندارم
بیا بنشین سر سفره کنارم
30 خرداد · ·
Naõ tem que comer, assenta-se a mesa.
برای شام من چیزی ندارم
بیا بنشین سر سفره کنارم
27 خرداد · ·
Desque nací lloré, y cada dia nace porqué.
گریه کردم چون به دنیا آمدم عندالورود
حالیا هر روز می فهمم دلیل آن چه بود
27 خرداد · ·
Chi asino è, e cervo esser si crede, al saltar del fosso sè ne avvede.
گر کسی در واقعیت یک خر است
لیک پندارد گوزنی باشد او
اشتباهش را بفهمد هر زمان
لازم آید بپرد از روی جو
24 خرداد · ·
Ce n’est rien, c’est une femme qui se noye.
چیز خاصی که نیست، می بینین؟
!یه زنه داره غرق می شه، همین
24 خرداد · ·
Ich möchte wissen wie der hieß, so nie vom Weib sich narren ließ.
کیست آن مردی که تا وقتی که مرد
هیچ موقع گول یک زن را نخورد
23 خرداد · ·
He that marries a daw eats muckle dirt.
او که وصلت می کند با یک زن بی دست وپا
ای بسا خیلی کثافت می خورد جای غذا
19 خرداد · ·
A woman’s mind and winter wind changes oft.
:دو چیز هست که تغییر می کند طبعاً
یکیش باد زمستان، یکی عقیدۀ زن
13 خرداد · ·
Quando todos te dijeren que eres asno, rebuzna.
همه گر بگویند هستی تو خر
تو، جان برادر، بگو عرّوعر
13 خرداد · ·
Wer nicht liebt Wein, Weib und Gesang, der bleibt ein Narr sein Lebenlang.
کسی که دوستدار باده و آواز و زن ها نیست
تمام عمر را یک کله پوک خنگ خواهد زیست
13 خرداد · ·
Stultus semper incipit vivere.
یک مردک کس ببو همیشه
در حال شروع زندگیشه
13 خرداد · ·
The way to have a widow is getting to her bed.
شیوۀ یک بیوه آوردن به دست
راهیابی توی تخت بیوه است
13 خرداد · ·
He's as welcome as snaw in hairst.
دیدن او هست چیز دلپذیر و دلنشینی
مثل برفی که سر برداشت خرمن ببینی
13 خرداد · ·
Vilain enrichi ne connaît parent ni ami.
همینی که شد غربتی مایه دار
نه فامیل یادش بیاید، نه یار
13 خرداد · ·
A causa perduta, parole assai.
یک عالمه حرف بر زبانت جاری است
وقتی سبب زر زدنت روشن نیست
13 خرداد · ·
Dinheiro emprestaste, inimigo ganhaste.
پول وقتی که قرض داده شود
دشمنی هم بنا نهاده شود
13 خرداد · ·
Hij wacht lang, die naar eens anders dood wacht.
کسی که منتظر مرگ دیگری بنشست
چه انتظار درازی در انتظار وی است
13 خرداد · ·
Narren er andre Folk liig saa længe han tier.
تا دهان خنگ دارد چفت و بست
کاملاً مانند دیگر مردم است
13 خرداد · ·
A poor wedding is a prologue to misery.
فقیرانه وقتی عروسی به پاست
سرآغاز بدبختی زوج هاست
12 خرداد · ·
Truie aime mieux bran que roses.
:درون سر خوکی این باور است
سبوس از گل سرخ هم بهتر است
12 خرداد · ·
Gelehrte Narren sind über alle Narren.
دسته ای از ابلهان که فاضل و دانشورند
از تمام ابلهان این جهان ابله ترند