آلمانی
24 تیر · ·
Das Pferd, das am Besten zieht, bekömmt die meisten Schläge.
هر زمان اسبی فزون تر بار برد
بیش تر از دیگران شلاق خورد
24 تیر · ·
Das Pferd, das am Besten zieht, bekömmt die meisten Schläge.
هر زمان اسبی فزون تر بار برد
بیش تر از دیگران شلاق خورد
23 تیر · ·
Entre deux selles le cul à terre.
مابین دو چارپایه باسن
افتد به زمین به نحو احسن
23 تیر · ·
He that marries a beggar gets a louse for a tocher.
با گدایی هرکه وصلت کرده است
یک شپش جای جهاز آورده است
22 تیر · ·
When children stand quiet they have done some ill.
هر زمان که بچه ساکت ایستاده است
یعنی این که دسته گل به آب داده است
21 تیر · ·
Stulti est dicere non putârim.
:عادت کس خلاست این که بگن
فکر اینو نکرده بودم من
21 تیر · ·
Det er godt at være kostfri af en andens Pung.
خرج اگر از جیب فردی دیگر است
دست ودلبازی بسی آسان تر است
20 تیر · ·
Die zijn gat brand, moet op de blaêren zitten.
او که کون خویش را سوزانده است
روی تاول هاش می باید نشست
19 تیر · ·
Come do teu, e chama-te meu.
از جیب خودت بخور، ولیکن
خود را تو بنام نوکر من
19 تیر · ·
Amor de niño, agua en cesto.
عشق پسری جوان و کم سال
آبی است که هست توی غربال
17 تیر · ·
A causa perduta, parole assai.
یک عالمه حرف بر زبانت جاری است
وقتی سبب زر زدنت روشن نیست
17 تیر · ·
Wenn ein Bettler auf’s Pferd kömmt, so kann ihm kein Teufel mehr voreilen.
گدایی را تو روی اسب بنشان
جلو خواهد زد او از شخص شیطان
16 تیر · ·
Une femme ne cèle que ce qu’elle ne sait pas.
زن فقط آنچه را نمی داند
توی گوش همه نمی خواند
16 تیر · ·
A beggar's wae that anither by the gate gae.
جگر مرد گدا از غم و حسرت بدرد
گر گدای دگری از جلوی در گذرد
15 تیر · ·
Forbid a thing, and that everybody will do.
تو فقط کاری یو بکن قدغن
تا همون کارو دیگران بکنن
15 تیر · ·
Præstat canem irritare quam anum.
گر سگی را عصبی کرده و می آزاری
به که پا روی دم پیرزنی بگذاری
14 تیر · ·
Aldrig er saa gammel en Kiærling, kommer der Ild i hende hun springer jo.
هر زنی هرقدر هم که سالخورد و پیر شد
هر زمان آتش بگیرد می پرد از جای خود
13 تیر · ·
Het is den eenen bedelaar leed, dat de andere voor de deur staat.
مایۀ ماتم یک مرد گداست
که گدای دگری بر در ماست
12 تیر · ·
Antes morto por ladrões, que por couce de asno.
آدمی کشتۀ دزدان ستمگر بشود
به از آنی که شهید لگد خر بشود
10 تیر · ·
Dijó la sarten á la caldera, Tirte allá, cul negra.
گفت ماهیتابه کتری را که آه
دور شو از پیش من ای کون سیاه
7 تیر · ·
Quando la donna regna, il diavolo governa.
هر زمان در خانه ای زن پادشاست
حضرت شیطان در آن فرمانرواست